خرید بک لینک




























جزیره ی شعر

نرفته ای از یاد

گاهی چنان به یاد تو ام بی خبر ز خود

گاهی چنان که غرق شده ام چون کاغذی در باد

مستی ثمر ندارد که مخمور شوم و یاد تو کنم رها

وقتی رهامیشوم از خود

یاد نگاه تو هست و این خانه تنها

هر چی که دوست داشتم یا ضرر داشت یا صاحب

خنجر خورد دلی که هی هوس کند صحبا

بانو تو خوب باش و یک دنده و جمیل

تعبیر عاشقانه عشقی بی بدیل خوش زیبا

ما هی نوشتیم و نخواندیم بر تو و عمرمان گذشت

مجنون شدن چه سخت بود و آسان شدن لیلا

جانا ببخش کا شعرم در هیچ قالب شعری جا نگرفته همچون ایران خودرو موتور پیکان را دوی تراکتور گذاشتم و موتور تراکتور را روی پرشیا .هم نو بود هم غزل و هم چیز های دیگر . مهم تراوش است و مخاطب .نهتاجرم نه شاعر

گفتم که حظ کنم کاشکی خودم برایت میخواندم

یا هو. شیراز .ساعت پنج و نیم صبح در جوار دوست خفته ام چونان لوکوموتیو در سر بالایی زوزه میکشد و خواب را ازمن ربود

نوشته شده در شنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۳ساعت 5:29 توسط استاد|


آخرين مطالب
» سکوت
» درخواست
» عاشورا
» وبلاگ خاک خورده
» میلاد یک استاد
» 
» پذیرش
» آرام جان
» راه من صبر من
» سروده ی جدید


 Design By : Pichak 

<!-.-.-Design By : pichak.net-.-.->

برچسب: نویسنده: رها احمدی تاريخ: پنجشنبه 27 آذر 1404 ساعت: 5:36

صفحه بندی