جزیره ی شعر
نرفته ای از یاد گاهی چنان به یاد تو ام بی خبر ز خود گاهی چنان که غرق شده ام چون کاغذی در باد مستی ثمر ندارد که مخمور شوم و یاد تو کنم رها وقتی رهامیشوم از خود یاد نگاه تو هست و این خانه تنها هر چی که دوست داشتم یا ضرر داشت یا صاحب خنجر خورد دلی که هی هوس کند صحبا بانو تو خوب باش و یک دنده و جمیل تعبیر عاشقانه عشقی بی بدیل خوش زیبا ما هی نوشتیم و نخواندیم بر تو و عمرمان گذشت مجنون شدن چه سخت بود و آسان شدن لیلا جانا ببخش کا شعرم در هیچ قالب شعری جا نگرفته همچون ایران خودرو موتور پیکان را دوی تراکتور گذاشتم و موتور تراکتور را روی پرشیا .هم نو بود هم غزل و هم چیز های دیگر . مهم تراوش است و مخاطب .نهتاجرم نه شاعر گفتم که حظ کنم کاشکی خودم برایت میخواندم یا هو. شیراز .ساعت پنج و نیم صبح در جوار دوست خفته ام چونان لوکوموتیو در سر بالایی زوزه میکشد و خواب را ازمن ربود
» درخواست
» عاشورا
» وبلاگ خاک خورده
» میلاد یک استاد
»
» پذیرش
» آرام جان
» راه من صبر من
» سروده ی جدید
| Design By : Pichak |
<!-.-.-Design By : pichak.net-.-.->

