جزیره ی شعر
میزند بر سر که حسین رفته زدست میزند بر سینه از داغ لب مردان مرد کاش یکی بود تا بر نعش عمر بیحاصل ما اشک نه کاش آهی میکشیدو میگذشت ما همه در کربلاییم و اینجا نینوا ما همه حب علی داشتیم و اینجا کافریم ما که فرسنگها از خویش و رب گشتیم جدا ما که بر بادیم وعمرمان نقش هوا چون حسین پیروز و ما بازنده ایم که ما واجب تریم
نوشته شده در شنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۴ساعت
7:48 توسط استاد|
آخرين مطالب
» سکوت
» درخواست
» عاشورا
» وبلاگ خاک خورده
» میلاد یک استاد
»
» پذیرش
» آرام جان
» راه من صبر من
» سروده ی جدید
| Design By : Pichak |
<!-.-.-Design By : pichak.net-.-.->

